الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

14

الغدير ( فارسي )

گفت : و مثل آنكه بعضى از مردم كراهت داشتند آن را پس خوابيدم و در خواب ديدم مثل اينكه انسانى فرياد مىكند حج مبرور و متعه متقبّله ، پس آمدم نزد ابن عباس كه خدا از هر دو راضى باشد پس خوابم را بازگو كردم پس گفت اللَّه اكبر ، سنّت و آئين ابو القاسم صلَّى اللَّه عليه و آله است . ( 1 ) قسطلانى در ارشاد السارى ج 3 ص 204 گويد : ( و مثل آنكه بعضى از مردم كراهت داشتند آن را ) يعنى مثل عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و غير آن دو نفر از كسانى كه نقل خلاف در اين مسئله نموده‌اند . 12 - از ابن سيرين : نقل شده كه از او سئوال از متعه عمره به حج شد گفت : آن را عمر بن خطاب و عثمان بن عفان مكروه داشتند ، پس اگر علمى باشد آن دو از من اعلم و داناترند و اگر رأى و عقيده باشد پس رأى آنها از من بالاتر است ، ابو عمر آن را در جامع بيان العلم ج 2 ص 31 و در مختصر آن ص 111 نقل كرده است . 13 - از اسود بن يزيد نقل شده كه گفت : در آن بين كه من در عصر عرفه با عمر بن الخطاب در عرفه ايستاده بودم ناگاه ديدم مردى را كه موى فرفرى داشت و از او بوى خوشى ميآمد ، پس عمر به او گفت آيا تو محرم هستى ، گفت بلى . پس عمر گفت : نيست هيئت تو و وضع تو به وضع محرم ، جز اين نيست كه محرم ژوليده مو و خاكآلود و بد بو است ، گفت من متمتّع آمدم و با من همسر منست و البتّه امروز محرم

--> ( 1 ) صحيح بخارى ج 3 ص 114 كتاب حج باب فمن تمتع بالعمره الى الحج و سيوطى آن را در الدر المنثور ج ص 217 بنقل از بخارى و مسلم ياد كرده .